نمی خوام جمله خودمو با کلمه یادش بخیر اون موقع ها شروع کنم ،مگه ما مال چند سال پیش هستیم ؟اتفاقا می خوام بگم چقدر خوبه که توی قرن بی عاطفه ایی توی روزگاری که قیمت مهربونی هم مثل بقیه اجناس گرون شده حداقل خانواده هایی داریم که دلمون بهشون خوشه وهفته ایی یکبار به یه بهونه ایی دور هم جمع میشیم تا با شوخی ها ولطیفه های داداشو پسر خاله و پسر دایی کلی بخندیمو به قول نوه عموی خدابیامرزم یه چایی دورهم پوست بگیریمو حداقل برای چند ساعتی از غم و غصه دنیا دور بشیم .
می خوام بگم خدا وکیلی مگه قدیما همه زندگیا خوب بوده؟ هیچکس سختی نداشته؟ آیا همه پولدار بودن یا همه دلشون خوش بوده ؟وجدانا روی این سوالام خوب فکر کنین بعد ببینیم با خودمون چند چندیم ،بعد به این نتیجه برسیم که مامان بزرگامون ،چطوری با اون همه مشکلاتی که داشتن تونستن از شب یلدا و عید نوروز برای بچه هاشون که مامان باباهای ما باشن کلی خاطره شیرین به جا بزارن .
حرف آخرم اینکه به قول بابابزرگ سختیای زندگیوغمای دنیا هیچ وقت تمومی نداره ،منتهی هرزمان به یه شکلی درمیان .این وسط کسی قافیه رو نباختهکه توهر شرایطی خودشو نبازه وکاری کنه تو این دوروز دنیا هم به خودش خوش بگذره هم به بقیه .شادیاتون یلدایی غمهاتون ثانیه ایی.
سلام