بی فرزندی بهتر از تک فرزندی است.

بر امور فرزندان نظارت داشته باشیم نه دخالت.

 

وفایی/نسل فردا:

بدون شک با فرزند کمتر می توان زندگی راحت تری را سپری نمود، اما اکثرا از معنای این

جمله ، تک فرزندی را تعبیر می کنند که متاسفانه اخیرا این مقوله نیز در میان زوج های جوان

رنگ وبوی چشم وهم چشمی وبه نوعی پرستیژ اجتماعی به خود گرفته است ،دراین میان

صاحب نظران وروانپزشکان نظریه ی تک فرزندی را رد کرده وشدیدا مورد انتقاد قرار میدهند...

از آنجا که عوارض ناشی از تک فرزندی کمتر مورد بحث قرار گرفته است در این شماره در نظر

داریم با حضور دکتر مرتضی واعظی رئیس انجمن روانپزشکان استان و عضو انجمن

روانپزشکان انگلیس به بررسی وگفتگو پیرامون این موضوع بپردازیم:

----به نظر شما باتوجه به شرایط فعلی آیا داشتن تنها یک فرزند در میان والدین جوان ایده ی

معقولی است:

البته این موضوع مستلزم مجال بیشتری برای گفتگوست اما آنچه که می توان به صورت کلی

بیان نمود این است که: متاسفانه این روزها سوای از مسائل ومشکلات زندگی اعم از

اقتصادی وغیره بحث داشتن یک فرزند نیز  همانگونه که اشاره کردید همچون سایر موقعیت

های اجتماعی حال وهوای رقابت وارتقاء شان ومنزلت به خود گرفته است با این تفکر که

داشتن یک فرزند کافیست اما باید گفت  قطعا تک فرزندی مسائل بغرنجی را شامل:

انزواطلبی فرزند چه در دوران کودکی وبزرگسالی ـ عدم نیل به استقلال فردی ـ اختلالات

خلقی واجتماعی در هر دوره از زندگی فرد ـ عدم احساس امنیت خاطر ـ وبسیاری از مشکلات

روحی روانی دیگر که اغلب تا پایان عمر همراه تک فرزندان خانواده باقی می ماند، وبدتر از

همه عوارض ناشی از این موارد گریبان گیر والدین و در بزرگسالی حتی پس از ازدواج

اطرافیان را به نوعی درگیر این اختلالات خلقی می سازد بنابراین به والدینی که معتقد به تک

فرزندی هستند توصیه می شود: با عنایت به موارد گفته شده و تجارب خانواده های تک فرزند،

حتما در تصمیم خود تجدید نظر نمایند.

در یک کلام ،بی فرزندی بهتر از تک فرزندی است چراکه منافع ومضار آن با داشتن تنها یک

فرزند برابر است.

----بد نیست درخصوص معضلات فردی واجتماعی این گروه از فرزندان توضیحات بیشتری

ارائه دهید:

باز هم برای جلوگیری از اطاله ی کلام ،به یک مثال ساده اشاره می کنم:

تابش مستقیم نور دو پروژکتور را بر سر یک شیء در نظر بگیرید مسلما پس از مدتی آن جسم

صدمه می بیند، حال اگرنورها به دو یا سه شیء تابیده شود میزان خسارت بسیار کمتر وگاه

نورهای تابیده شده مثمرثمر ترخواهند بود، لذا در چند جمله می توان گفت: بچه های تک فرزند

به دلیل مشکلات ومعضلاتی که قبلا اشاره شد(عدم ارتباط گیری صحیح با دیگران در

بزرگسالی ـ احساس وابستگی شدید به والدین) به نوعی انسان های موفقی نخواهند بود،

هرچند، گاهی موارد نادری ازکسب موفقیت های اجتماعی تک فرزندان را مشاهده می کنیم

که آن هم به ندرت اتفاق می افتد.

لذا به نظر بنده داشتن دو فرزند ودر صورت تمکن مالی سه فرزند مناسب ترین شکل برای

تداوم  یک زندگی است، همان گونه که ریاست محترم جمهوری نیز با مقوله ی تک فرزندی

موافق نیستند.

­ـ مایلیم مختصری  راجع به اختلالات خلقی دوران کودکی این افراد توضیح دهید:

بله ـ اکثر والدین از ناسازگاری فرزندشان هنگام قرار گرفتن در میان هم سن وسالانش گله

مندند، در واقع به حالتی که کودک در خانه رفتاری مناسب دارد اما بیرون از موقعیت خانه

بلافاصله پرخاشگر و ناسازگار می شود ،ری اکشن فور میشن (واکنش های درونی فرد که

نمی تواند بروز دهد) اطلاق می شود، توضیح آن که: هدف این کودک از ناسازگاری وگاه کتک

کاری باهم سن وسالان اعلام تنهاییست، این که وی قصد دارد با این رفتار پرخاشگرانه به هم

بازی اش بگوید تو باید برای من باشی وچون این گونه نیست باید من تورا اذیت کنم وبسیاری از

موارد دیگر، که می تواند این اختلالات رفتاری در کودکی زمینه ساز خطرناک ترین وبدترین

اختلالات خلقی در آینده شود آن هم به دلیل توجیحات نادرست والدین در داشتن یک فرزند.

----هرچند پیرامون این موضوع مباحث فراوانی وجود دارداما به دلیل ضیق وقت بحث

مشکلات تک فرزندی را با طرح یک پرسش دیگر به پایان می رسانیم، جناب دکنر بفرمایید

بهترین مدت فاصله گذاری برای تولد فرزند دوم از نظر روحی برای خانواده چه زمانیست:

مناسب ترین زمان 4 تا5 سال است چراکه پس از این مدت کودک اول به وجود یک خواهر یا

برادر احساس نیاز کرده ومی تواند پذیرای وی باشد و پدر ومادر نیز استرس وخستگی به

مراتب کمتری را متحمل می شوند ودر نهایت آشفتگی خاطر نیز به فرزند اول وارد نمی شود.

و نکته ی آخر این که: در خصوص بهترین نوع روش تربیت فرزندان باید دقت داشت که: کودک

را متکی به خود پرورش دهیم ومهم تر از همه ما والدین بر امور فرزندانمان نظارت داشته

باشیم نه دخالت.